پارسا پارسا ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 29 روز سن داره
مهرسامهرسا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 16 روز سن داره

پارسا و مهرسا

کیش

از این به بعد من  و خواهرم علاوه بر اینکه زیاد قشم میریم باید کیش هم زیاد بریم آخه مامان جون و باباجون و خاله ام  رفتند کیش زندگی میکنند و ما هم برای اینکه دلمون براش تنگ نشه باید زیاد بریم پیششو ن کیش هم مثل قشم برای من پر از سرگرمی هست مثل اب بازی   شن بازی دوچرخه سواری و گردش در بازارها که البته این سرگرمی من نبود و بقیه بیشتر لذت میبردند و من دوست داشتم زودتر از بازار بیایم بیرون و برم بازی کنم   ...
3 شهريور 1392

سی ماهگی

وقتی یک ٣٠ روزه خییییییییییییییییلی زود ٣٠ ماهه میشه این حرفها رو هم میزنه دیگه: مامان خیلی دلم برات تنگ شده اخه من عاشقتم!       ...
14 مرداد 1392

آقای تعمیر کار

این جعبه ابزار البته خودش نه وسایل داخلش عیدی مامانم به من بود که الان بیشترشون از رده خارج شدن اما میشه باهاشون یک کارهایی انجام داد ،تعمیرات کوچک ،مثل نابود کردن بقیه اسباب بازیها بین این وسایل کار فقط اره برقی اش هست که صدا داره و من مجبورم صدای بقیه ابزارها رو خودم در بیارم حتی اگه بی صدا باشن مثل اره دستی ...
11 مرداد 1392

گل از حموم در اومد!

واقعا حمام رفتن هم عکس داره! من تعجب میکنم از شما مامان ! خوب آدم بعد از حموم این شکلی میشه دیگه خواب الو و مو فشن! یک کمی هم خوش حال زیاد نه ها فقط کمی... ...
11 مرداد 1392

شاید یادم میرفت...

بابا: همه میخوابیم ،هر کی صحبت کنه از اتاق میبرمش بیرون! مهرسا:اااا (یک نق کوچولو) پارسا: بابا ،مهرسا صحبت کرد ببرش بیرون!                    ********************** مامان :پارسا بیا برای اینکه دشمن رو پیدا کنیم نقشه بکشیم پارسا:باشه وچند لحطه بعد پارسا داره روی میز با انگشتش خط  میکشه مامان:چکار میکنی بیا دیگه پارسا:دارم نقشه میکشم                     ********************* مامان: پارسا امروز هم میخوای خوش اخلاق باشی؟ پارسا:فقط یکم بد...
8 مرداد 1392